برف که می بارد...

 اولین برف زمستانی( یا پاییزی؟!) دارد توی هوا می رقصد.

هفته ی خوبی را شروع کرده ام هرچند شروعش دیگر شنبه نیست و آخرش جمعه

برف که می بارد  حس مي کنم هنوز شاعرم!

پ.ن: راضیه نوشته «خوش باش.بادت باشه وظیفه داری جای همه ی ما خوش بگذرونی و موفق شی» واسه همین چیزاس که خیلی دوسش دارم.

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

ضمنن اون شب همگی بر و بچ با هم اومدیم دم خونه مسنجرتون تشریف نداشتین !!! شاعر در این زمینه می فرماید : اومدم در خونه تون خونه نبودی !!! بگو بگو با کی کجا رفته بودی ؟!!!

کرگدن

حرفای آرشم زیاد جدی نگیر ! کافر همه را به کیش خود پنداردزج !!!

آدمک

سلام عرض شد خدمت ميس پريای خودمون. خوبی؟ خوشی؟ می‌گم راضيه هم از طرف خودش يهه حرفايی می‌زنه‌هااااااااااااا.... آخه تو چطوری می‌خوای به‌جای همۀ ما خوش بگذرونی؟ مثلاً همين محسن! کل خوش‌گذرونيش اينه که توی يه رستوران بشينه و تا جايی که گارسن نفسش درمياد براش غذا بياره و اون بخوره و بعدش هم يه چيزايی شبيه دلستر خيلی خيلی خيلی تلخ روش سر بکشه و گلاب به روتون يه آروغ مَشتی پشتش و يا علی مدد! خدا وکيلی تو می‌تونی اين کارها رو بکنی؟ نمی‌تونی ديگه! تقصير راضيه است که اين درخواستای نابجا رو از يه خانم باکلاسی مثل تو می‌کنه... شايدم تقصير خودته که با افرادی مثل محسن دوست شدی!!! شاد باشی و برقرار ميس پريا... تا بعد...

مينا

بابا از ۲۲ آبان می دونی چند روز گذشته؟ هنوز داره برف مياد؟ اين که نشد کار تو اگه نمی تونی وضع هوا رو خوب اعلام کنی ما ميريم سراغ يکی ديگه!! حداقل تا يه هفته بعدو هم بگو تو که می خوای بری ديگه پيدات نشه! ما اينجا نشستيم در انتظار اخبار هوا شناسی! زود باش بلاگمو ببين سعی کردم يه کم از درصد خاکستريتش کم کنم ولی فکر کنم نشد!!

راضيه

اين محنسو می بينی؟ با خودش قرار گذاشته ديگه به من نگه راضيه خانووووووم می بينيم که دوباره اينجا همينو گفته اصلا نمی دونم چرا انقد به من احترام می ذاره؟؟؟؟؟؟مرتضی خان هم حسوديش می شه حتما که تو خوش می گذرونی خوب تو هم دست خانومتو بگير برو اون ور دنيا خوش باش وقتی رفتی به تو می گم که جای همه ما برو گردش...خوب حالا چرا به روزش نمی کنی؟خاطره جديد تعريف کن برف که خوب اينجا هم اومده (البته ما فقط باروونشو ديديم) يه چيز تازه تر بگو.....

کرگدن

پرفسور پريا حسابی !!! پفسور پريا آدم حسابی !!! پرفسور پريا خارجی !!! پرفسور پريا کشفی !!! لطفا به بخش اورجانس آی کیو سنج وبلاگ کرگدن !!!!!

کرگدن

ای کوفت ((...اولین برف زمستانی( یا پاییزی؟!) دارد توی هوا می رقصد )) !!! ای مرض ((...اولین برف زمستانی( یا پاییزی؟!) دارد توی هوا می رقصد )) !!! ای بلای ((...اولین برف زمستانی( یا پاییزی؟!) دارد توی هوا می رقصد )) !!! ای زنجفیل ((...اولین برف زمستانی( یا پاییزی؟!) دارد توی هوا می رقصد )) !!! یه چیز دیگه بنویس دیگه بابا !!!!! اه اه زهلم گتمیش !!!!!!!

حامد

خانه ات اين روزها حس دل نشينی دارد. شده است جايی شبيه خانه اميد. همه آن ها که نبوده اند مدتی را اين جا می بينم و اين حس نرمی دارد. من خوب ام پريا. به نوشته های ام نگاه نکن. اما می دانی. انتظار چيز سختی است. انتظار هر چيزی. اين روزها که مشغول يافتن جايی هستم در دل اروپای سبز عجيب می گذرند. با انتظار هايی طولانی... تو آن جا خوب بگذران دختر جان! اين جا حال همه ما خوب است.... من هم دل ام برف می خواهد. برف بلندی های توچال... نه برای کوه نوردی... برای نشستن و خيره شدن بر افق های دور ...

کرگدن