تلاقی شعر و جنون

تو تلاقي خوبي براي شعرهايم نبودي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و خاطره هايم

كه خيس مي شدند در حسرت چترهاي عابران

حاشيه ي خياباني كه درخت  نداشت

*

تو تلاقي خوبي براي شعرهايم نبودي

و شاعري ام

كه مي باخت ديوارهاي كاهگلي اش را

در قمار برج ها و آسمان خراش ها

با ردي از چشم هاي مادربزرگ

و مويه هاي نسلي كه در تمناي آزادي

پابند اسارتي ديرين شد

* *

من از عصر جادوهاي ناتمامم

از عصر آدم هاي آهني

بمب هاي اتم

سلاح هاي كشتار جمعي

مجنون هاي قبيله ام از سلول هاي بنيادين تكثير مي شوند

ليلي ها

بي كجاوه به تاراج مي روند در خيابان هاي همين شهر

در كوچه هاي تاريك صداي اذاني نيست

* * *

خو نمي كنم

به پنجره هاي بسته

به نورگيرهاي كوچك خانه هاي تاريك

و ديوارهاي سيماني بلند كه چتري مي شوند خاطره هايم را

در من هميشه نوساني است از شعر و شور

شاعري ام هيچ اصلاح نژادي را نمي پذيرد

و من

تلاقي خوبي براي اين روزها نيستم...

 

/ 27 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

محتاط در مرز های آفتاب... در هیات زندگان مردگان اند /// کاشفان فروتن شوکران .. جویندگان شادی در مجری اتش فشان ها ... //// سلام ... نمی دونم ..خیلی خوب بود .... با این حس خستگی از 10 ساعت کلاس روزانه خیلی خوبه که شب ادم بیاد اینو بخونه .. دارم شوکران فروتن شوکران رو گوش می دم...پریا کلاس شعرات خیلی بالا رفته .... بی نظیر شده ..

گنگ خوابدیده

میخواهم تلافی کنم ..اين تلاقی های طلسم شده را..مددی ... زيبا بود.. مرسی..

omid

سلام...باد در موهايش به روز است شايد نتونم مدتها به روز شم منتظر حضورتان هستم.........

رضا عابدین زاده

سلام................زياد نپسنديدم...............البته قصد جسارت ندارم.......خوب و خوش يا حق

Naghmeh

من از عصر جادوهاي ناتمامم...پریا...نیستی خیلی!

زهراساري

سلام گلم...دستت مرسي...واقعا جالب بود برامپرياي مشرقي...

mirzaa - ghalamdoon

سلام ! از اون قسمت ِ « من از عصر جادوهای ناتمامم» به بعد خيلی قويه .... دستت درست و.... ميبينم که بدشيرازی خوب بهت مياد!!!!همه استقبال کردن!!

حامد

نصفه شب هوس خونه تو کردم............نوشته هات.....شعرهات..........عکس ها ......

احسان الهي فر

وقتی از بمبهای اتم وسلاحهای کشتار جمعی گفتی شک کردم که می خواهی خودت باشی ياد تريبونهای ذينفع افتادم کاش هميشه از ديوارهای کاهگلی و چشمهای مادر بزرگ بنويسيم صراحتم را ببخش .زنده باشي .سر بزنيد منتظرم.....پيامبري در زاگرس

ميلاد

سلا عزيز. خيلی خوب بود. کلی تحت تاثير قرار گرفتم. موفق باشی. از اون طرفا هم بيا