دروود چون همیشه...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

*

هيچ کس از آزمون اين دوستی ها

سربلند بيرون نمی آيد

اما باور کن

سرافکندگی ات را نمی خواستم....

* *

(امروز صبح که از خواب پا شدم يهو حس کردم چقد دلم می خواد عاشق بشم.مُردم از بی دردی...تا حالا اينجوری شدين؟؟!!!!)

* * *

جلسه شعر سوم....

قرار بود اين بار بريم فرهنگ سرا.هنوز به من خبر قطعی ندادن دوستان.فعلا همون جای قبلی .البته اهالی زود بيان که احتمالا جای نشستنمونو بايد عوض کنيم.چون ديگه نمی ذارن کسی روی چمنا بشينه.پس شايد مجبور شيم بريم اون قسمت که بهش می گن پارک ژاپنی.

ساعت ۵ عصر پنج شنبه ۵ شهريور درب اصلی پارک لاله-روبروی خيابون ۱۶ آذر.

(ديگه اگه کسی گم شد به من نيستا!!!آدرس از اين سر راس تر؟؟!!!در ضمن ما سر ساعت پنج از اونجا حرکت می کنيم.دیگه نباید جلسه با تاخیر شروع شه.چون بعضی از دوستان نمی تونن تا دیر وقت بمونن. پس دير بيايد جلسه رو از دست دادين.لطف کنيد يه کم زودتر از خونه بزنين بيرون!)

 

/ 49 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلاغ نارنجی خونه فرزاداینا

درد بی دردی علاجش آتش است

فرهنگ

سلام خانم. اين خدا حافظی از وبلاگ که نيست. هست؟ عاشقی مگه دل بخواهی هست خانم. عاشق که دلی نداره که دلش چيزی بخواد تازه. اين دلت الکی الکی خودش را هلاک می کنه ها. اين بچه است نمی دونه که اگه عاشق بشه ديگه نابود می شه. نصيحتش کن يه کم خانم

فرهنگ

شبنمی می خواست تا عاشق شود در صبحگاه/ غافل امآ برگ گل آغوش خود گسترده بود!!

حرف هايي براي نگفتن

حرف هایی هست برای نگفتن....حرفهایی که هرگز سر به ابتذال نمی آورند...حرف هایی شگفت..زیبا و اهورایی همین هایند و سرمایه هر کسی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!وبلاگ حرفهایی برای نگفتن را عاقبت راه انداختیم تا نگفته هایمان را بگوییم...و منتظر حضور و نظر شما هستیم.یا حق!

بوتیمار

سلام...........به جمع ما خوش اومدی..............................حالا بين ما چی می کشيم..............آدم کجا ز میوه ممنوعه چیده بود//// ابلیس با خدا به تفاهم رسیده بود//////// اثباتش آنکه سجده نمی کرد با غرور////////////// روزی که پشت همه ملائک خمیده بود//////// انسان به هر جهت به معلم نیاز داشت //// قاتل کسی بود که کلاغ آفریده بود////////////// یوسف نه از حیا به زلیخا نظر نداشت ///////// بیچاره تابه حال زلیخا ندیده بود/////////// زندان به داد یوسف بی پیرهن رسید////// ور نه او نيز جامه عصمت دریده بود ////////// این حرفها به قیمت جانم تمام ش د///// مانند این غزل که به پایان رسیده بود... .....پايدار باشيد.................زود می بينمت

mostafa

سلام من هم به روزم و منتظر شما.

omid balajhati

سلام پريا.يادش به خير منم که اومدم تو پارک ژاپنی نشستيم ولی خب خيلی ها نبودن آخه کی ما رو جدی می گيره...بی خيال خوش باشين راستی يادم باشه بگم به کيا سلام برسونی:مرجان...زری...محسن...عباس...پوريا...يکتا....رضا....مسعود...و بقيه که من نديدمشون هم بهشون سلام برسون ها کاکو.به روزم هستم سر بزن.

ghazalkhatoon

سلام آبجی...دعا ...دعا ...و فقط دعا...

خودم

اهم ... پنجشنبه آمد و تو باز هم نيامدی