اول اینکه  درووود و سپاس چون همیشه...به خاطرچشمهایتان....و دستهایتان که می نگارند و مرا اوج می دهند...

 

دوم اینکه نمی دانم " فراتراز بودن" اثر کریستین بوبن را خوانده اید یا نه...نوشته ایست که ندانستنش افسوس می خواهد... و هرچند از مرگ گفته بود اما مرا زنده کرد...

 

سوم اينکه غزل داغ مرا بخوانید و نقدهایتان را دریغ نکنید....

 

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

نگو ببخش !نمی بخشمت ، نمی خواهم!

اگرچه مال منی...آی مرد دلخواهم!

 

اگرچه روح تو چتری برای شعرم بود

اگرچه نام تو تصنیف گاه و بی گاهم...

 

ولی تو هرچه که بودی تمام شد دیگر!

برو که صبح رسیده ...عزیز من! ماهم!

 

قبول!وقتی از این پس ندارمت یک فوج

بهانه توی دلم می پرد ...پر از آهم!

 

چرا ببخشمت و عاشقانه باشم باز

که در نيامده از چاله باز در چاهم!

 

بریدن از تو که آسان نبود...اما خووب...

صبور می شوم ...آری ! من اول راهم

 

(چه سخت می شود از لحن تو گذشت اما)

 

-پری ....پری...پریا!

 

-نه....نگو!...نمی خواهم!

 

 

/ 55 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خون

سلام ... آری زيادی‌ست ! همين ...

کرگدن

خيلی حرف داشتم امروز ....... يه عالمه حرف واسه داد زدن ولی کامنتتو که ديدم خشکم زد ... يخ کردم ... خيلی بده که آدما همه جا رو به گند می کشن ... حتی تو اينترنت و وبلاگ ؛ پشت اين ديوارای شيشه ای هم نمی شه از ««« کج فهمی های »»» آدما در امون بود ... ولی خيالی نيست ... به قول عرب نیا تو فیلم سلطان : « کوتاه بود ولی خیلی خوب بود ... عين هميشه ... مثل هميشه يه جور اساسی کلک آدم کنده می شه !!!!! » ....................... به هر حال هر جور راحتی ......... اينم آخرين کامنت ما نقطه والسلام .

مژگان بانو

سلام همسايه! ديگه توی سرمون نزن بی معرفتی مون رو... بفرما ازت جريش بساطمو جمع کردم اومدم اينجا... ولی دريغ از يک شاهی!

omid

کجايی؟........ سری به من بزن.

sina

گلدانهای مرا ناديده مگير!باغچه کوچک مرا فراموش مکن!دستهايم خالی است.چيزی برای تو ندارم.اگر بپذيری دلم را در گلبرگها می پيچم و به تو هديه می کنم......................وبلاگت محشره.به من هم سر بزن..wallpaper ها راه افتاد........آماده تبادل لينک هم هستم .....کامنت هم يادت نره

مژگان بانو

:) منظورم پول بود بانو جان شعرت را نگفتم. شعر بدی نبود هرچند که می گويند هرچه کلمات را بکر و راحت در اختيار خواننده نگذاری بهتر است اما شعر روان و خوبی بود. بيت سوم را اگر از کل شعر برداری ايرادی به شعر وارد نمی شود... يعنی فکر می کنم کل بيت در اختيار قافيه بوده که چندان هم موفق نبوده است... در اين زمينه شعر شعر نغمه خانوم رو بد نيست مروری کنی بانو... واقعا محشر گفته که : در طالعت ستاره زيادست ماه نه...گاهی شکست هست ولی اشتباه نه... زنده باشی بانو.

ابراهيم اسماعيلي

فقط يه نكته.برو به واژه‌ي ”فوج“خوب نگاه كن و ببين كه چه استدلالي براي انتخاب‌شدن و قرارگرفتن در متن داشته .تو بايد از تك‌تك واژه‌هات سؤال كني.

salam be maa ham sar bezanin