اول دروود چون هميشه ...

از شعر دور افتاده ام  اما بيمی نيست ،

که تو خود شعر مطلقی... 

و اينکه حواس پرتی من باعث شد هفته قبل به جای پنج شنبه سه شنبه به روز کنم!!!! پيش خودم گمان کردم پنج شنبه رسيده!!!!

* * *

غم تو غم من است.

در هيئت بغضی ناخواسته،

که پا می گيرد چونان پيچکی-تلخ-

و می بالد بی مهابا

تا واژه های خواستنی را به اشکی بدل کند

....

از پس اين پرده روشن لرزان

هيچ...جز نام تو،که بايد باشد و بچرخد

در فضای اتاقم...ذهنم...شعرم...

اما گمان مکن

اين پيچک تلخ اگر بر گلويم پيچيده باشد هم

تاب نمی آورم گفتن دوستت دارم را...

اصلا اين جمله شيرين اساطيری

واژه نمی خواهد و حرف و حنجره

بگذار همه چيز در اسارت باشد

تنها...نگاهم را درياب!

 

/ 191 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohadese

سلام ،وسط کامنتای کرگدن نمی خواستم مزاحم شمD:بی تعارف وبلاگت خيلی خوشگله و اين شعرت هم...بگذار همه چيز در اسارت باشد ...تنها ...نگاهم را درياب

مرتجا

ممنون از لطف شما.موفق باشيد.

نیما عابد

سلام. شاد باشيد هر کجا هستيد.

آينا

سلام پريای نازنين . سال نوت مبارک . يا حق !

tara

يريا خانم کحاييييييييييييييييييييييييييی؟

کرگدن

همه منتظرن ببينن تو ۵ شنبه بعد از ۵۰ روز چيکار می کنی ؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

حدیث

سلام عزیز....تو کجایی تا شوم من چاکرت؟؟؟

امین حیدری

سلام بوف کور با شعری از رضا محمودی منتظر شماست

بوتيمار

سلام.................اول اينكه تمام كامنتا روخوندم........۱۹۰تا .........البته ۱۰۰تاشو اين پسره كرگدن داده بود.....يه جاشو قبول دارم.ادم نبايد از پنجاه بالاتر بره........من كه دوست دارم از ۲۵بالاتر نرم.....پايدار باشيد و بنويسيد