در من بهار...

.   پنج شنبه نشد جمعه که می شود!

 

..   يادم نمی آيد هيچ گاه اينطور منتظر بهار بوده باشم. شمشادهای سرکوچه جوانه زده و من دارم ثانيه شماری می کنم. شوقی مثل کودکی هايم شايد به بهانه ی تعطيلی مدرسه. هرچه هست شيرين است و در من جاری.

 

 

 

...  باز هم غزل:‌

 

گرچه من در طلسم پاییز ام ریشه کن در تمامی جانم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ساقه های بلند بودن را بدوان در حریم دستانم

 

رو به رویای روح من برگرد چشم وا کن به سمت چشمانم

مثل رودی دوباره جاری شو در تن تشنه ی بیابانم

 

تا من از این رکود بی حاصل برهانم تمامی خود را

گرم و سرخ و غلیظ جاری شو مثل خونی درون شریانم*

 

مثل حس سرودن یک شعر که مرا تازه می کند هربار

رخنه کن در تمام هستی من، ابر شو ابر شو...ببارانم!

 

* * *

می وزی بر من و شبیه خودت روح خاموش من می آشوبد

یعنی از این حصار تکراری باید این بار سربشورانم

 

باید این بار مثل یک طوفان که دگر سد نمی شود راهش

به جنونی دوباره برگردم  بشکنم! خم کنم! بکوبانم!

. . .

 

خواب خاموش شهر را بشکن! تیرگی را مچاله کن در خود!

ذوب کن در تنت تمامم را، تو خدای منی! تو ایمانم!

 

تا بهشت تو روبروی من است دیگر از مرگ هم نمی ترسم

رو به آغاز دیگری دارد شعله های کبود پایانم...

 

«سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ای  شعر است یا جنون به زبانم وزیده ای» مژگان بانو

 

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيدايي

شيطنت و شادی و خنده خيلی بهت می ياد پريا ... گفته بودم بهت قبلا؟! ...

Solh

نورورتان پیروز ، هر روزتان نوروز/ بهاران خجسته باد/ نوروز را به همه هم ميهنان تبريک می گويم، اميد که سال نو سال دوستی ها و هم دلی های همه ايرانيان در راه آزادی و عدالت در ايران باشد و به امید ایرانی آزاد و آباد با همت همه ایرانیان عزیز.

امید بلاغتی

سلام پری سال نو اومد...................نميدونم.....شاد باشی..............و.....................

اسیه

سلام.... غزل دلنشينی بود...همين.

مهدی نقی پور

سلام پريا جان...خوبی؟سال نو مبارک...مشتاق ديدار...دلم برای همتون تنگ شده به خدا...سال خوبی داشته باشين...غزلم که می‌خوندم...انگار صدای تو بود با همون لحن صميمی که داشت تو يکی از جلسه های شعر قدیما می خوند...يا علي...بهاری باشی

farzaneh

سلام گلم. خوبی عزيزم؟ سال نو مبارک.من عاشق غزلم. اونم از مژگان بانو که ديگه چه شود! وب قشنگی داری. از اينکه سر زدی ممنون شاد و سلامت باشی يا علی

آمنه

سلام خیلی بلاگت خوشگله :)

hamed

سلام پريا ... مثل اين که خيلی دير تر از هميشه رسيدم به اين پست ات .. خب يه حدی اش رو مسافرت قبل نوروز بودم .. يه حدی ش رو مسافرت بعد نوروز... يه حدی ش رو خسته .. يه حدی اش رو دل شکسته ... بگذريم.. غزل خيلی نازی بود .. می دونی .. تم غزل های تو با اين که گاهی وارد دنيای قشنگ کودکانه می شه ُ اما هيچ وقت دور از دست نمی زنه ... هميشه انگار با يه واقعيت روبرو ت می کنه .. انگار که خودت می شينی جای من و تو های غزل... از اين جهت سبک ات رو دوست دارم.. بقيه اش هم که چيزی نمی دونم... عيد اومد.. تبريک عيد نو.. سال جديد خوب باشه برات .. يا همه آرزوهای خوبی که می دونم داری و اونايی که نمی دونم.. می تونی به همشون در يک پرش تاريخی برسی... باور نمی کنی به قول يکی : ويت اند سی!

اهورا

dorood:mozoe weblogeton ghashange inke mikhain khodeton bashin.matnhaye weblogeton ham khobe khoshhal misham age ye saram be ma bezanin